مطالب بخش دوم وبلاگ
مقالاتی برای داشتن مدرسه ای شاداب و بانشاط
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مقالاتی برای داشتن مدرسه ای شاداب و بانشاط
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
TED GLOBAL 2004- دن گیلیبرت- راز شاد زیستن
TED GLOBAL 2010- جان هاردی- رویای مدرسه ی سبز من
درمجالی که برایم باقی است
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن همواره اول صبح
به زبانی ساده
مهر تدریس کنند
و بگویند خدا
خالق زیبایی و سراینده عشق
آفریننده ماست
مهربانیست که ما را به نکویی
دانایی
زیبایی
و به خرد میخواند
جنتی دارد نزدیک، زیبا و بزرگ
دوزخی دارد، به گمانم
کوچک و بعید
در پی سودا نیست
که ببخشد مارا
و بفهماندمان،
ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسهای میسازیم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و ریاضی را با شعر
دین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس کنند
لای انگشت کسی قلمی نگذارند
و نخوانند کسی را حیوان
و نگویند کسی را کودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غایب بکند
و بجز ایمانش
هیچکس چیزی را حفظ نباید بکند
مغزها پر نشود چون انبار
قلب خالی نشود از احساس
درسهایی بدهند
که بجای مغز قلبها را تسخیر کند
از کتاب تاریخ
جنگ را بردارند
در کلاس انشا
هر کسی حرف دلش را بزند
غیر ممکن را از خاطرهها محو کنند
تا کسی بعد از این
باز همواره نگوید: هرگز
و به آسانی همرنگ جماعت نشود
زنگ نقاشی تکرار شود
رنگ را در پاییز تعلیم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
زندگی را در رفتن و برگشتن از قله کوه
و عبادت را در خدمت خلق
کار را در کندو
و طبیعت را در جنگل و دشت
مشق شب این باشد
که شبی چندین بار
همه تکرار کنیم :
عدل
آزادی
قانون
شادی . . .
امتحانی بشود
که بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه و آدم شدهایم
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسهای میسازیم
که در آن آخر وقت
به زبانی ساده
شعر تدریس کنند
و بگویند که تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما
مجتبی کاشانی
او ثروتمندترین فرد شهر بود اما زندگی شادی نداشت. همه ی خویشاوندان و دوستانش از او قرض گرفته اما هرگز پس نداده بودند. او از این موضوع خیلی غمگین بود. روزی خویشاوندان و دوستانش را به مهمانی دعوت کرد. در همان شب سارقان به خانه اش دستبرد زدند. او اصلا نمی فهمید که چرا مردم شهرش با وجود این همه مهربانی دیدن ازاو، چنین رفتاری کردند.
بعد از این ماجرا او هر روز غمگین تر و غمگین تر می شد تا اینکه روزی راهب پیری پس از سفری طولانی به خانۀ او رسید.
وقتی مرد ثروتمند حکایات رنج و ناراحتی اش را برای راهب پیر تعریف کرد، راهب لبخندی زد و به او گفت: من رازی را در معبدی در بالای کوه گذاشته ام؛این راز، راز شادی است. آیا مایل هستی برای گرفتن آن با من بیایی؟ اما باید بدانی که راه خیلی دور است و باید هزینه و توشۀ کافی برای سفر با خود برداری.
او پذیرفت و به همراه راهب به راه افتاد. راه واقعاً بسیار طولانی بود.در حین حرکت آنها از چندین دهکده گذشتند و کوه ها و دره های زیادی را پشت سر گذاشتند. در راه با مردم فقیر زیادی برخورد می کردند و راهب معمولا از او می خواست که به آنها صدقه بدهد. پولی که مرد با خود برداشته بود، روز به روز کمتر می شد و او نگران به پایان رسیدن پولش بود.
راهب متوجه نگرانی او شد و گفت: نگران نباش. من به تو قول داده ام که بعد از رسیدن به معبد بالای کوه، با شادی به خانه بازگردی.
او پس از شنیدن حرف راهب، با طیب خاطر و بدون نگرانی همۀ پولش را در راه به مردم فقیر صدقه داد.
سرانجام آنها به معبد رسیدند. مرد با عجله و بلافاصله از راهب درخواست کرد که راز شادی را به او بدهد.
راهب گفت: من راز شادی را به تو داده ام.
او با تعجب زیاد گفت:چه زمانی چنین چیزی به من دادی؟ چرا من متوجه نشدم؟
راهب گفت: فعلاً چند روزی در اینجا بمان.
مرد ناچار پذیرفت و چندین روز در معبد ماند اما کم کم از برگزاری روزانۀ مراسم دعا خواندن و قرائت کتاب مقدس توسط راهب های بودایی احساس بی قراری و ناراحتی کرد پس به راهب مراجعه کرد و از او خرج و توشه ای درخواست کرد تا بتواند به خانه و شهرش برگردد.
راهب این بار به او گفت: من خرج سفر تو را قبلاً داده ام.
مرد دیگر مطمئن شد که راهب پیر یک دروغگو است. با ناراحتی معبد را ترک کرد و از دامنۀ کوه سرازیر شد. کمی بعد از طی کردن راه خسته و گرسنه شد اما هیچ پولی نداشت و نمی دانست چه کار باید بکند.
در این هنگام دهقان پیری او را دید و گفت: شما همان کسی هستید که به من کمک کردید. اینجا چه کار می کنید؟
مرد به خاطر نیاورد که چه زمانی به این پیرمرد کمک کرده است. از این رو دهقان پیر با او مثل خویشاوند خود برخورد کرد و شب مرد را در خانه اش مهمان کرد.
روز بعد، مرد به راهش ادامه داد. در راه وقتی به مشکلی بر می خورد، افرادی که قبلاً به آنها کمک کرده بود، به دادش می رسیدند. وقتی سرانجام بدون هیچ پولی اما شاد و خوشحال به خانه اش رسید، ناگهان متوجه راست بودن حرف های راهب بودایی شد و دریافت که او راز شادی را به او داده است. آن راز ساده این بود که اگر با شادی و طیب خاطر به دیگران کمک کنی، این شادی و خوشحالی خیلی زود به خودت باز می گردد. مرد ثروتمند به خاطر آورد که در گذشته، همیشه به امید جبران شدن، به دیگران کمک می کرد و همین انتظار و برداشت نیز به خودش بر می گشت.
منبع:bartarinha.ir

اردوی بابا امان و کوه باباموسی-مهر 1398
ایجاد نشاط و شادابی یکی از مؤثرترین راه ها برای افزایش بهداشت روانی در جامعه است، مدرسه بعنوان یک نهاد می تواند با بوجود آوردن زمینه ها و برنامه هایی باعث هر چه شاداب کردن جامعه شود. اگر در مدرسه شوق زندگی کردن بوجود آید خود به خود اثرگذار بر جامعه خواهد بود. انسان های شاد زندگی خود را تحت کنترل دارند، مسئولیت پذیرند، هدفمند هستند، دید مثبت به زندگی دارند. آینده نگر وامیدوارند و در مقابل مشکلات و سختی ها از پای نمی نشینند، قرآن دین اسلام را دین شادی معرفی نموده و مهمترین عوامل شادی را محبوبیت، مقبولیت و موفقیت، ایمان، هویت ملی و فرهنگی، خلاقیت عارفانه و حل مسئله ذکر کرده است، روانشناسان شادی و شور و نشاط را محرک انسان ها برای عمل می دانند و جامعه شناسان جامعه شاد را جامعه موفق می دانند. عواملی که می تواند باعث گسترش شادی شود در ابتدا خانواده است و سپس دیگر نهادها همچون مدرسه و نهادهای فرهنگی مذهبی می باشند که هر کدام به نوبه خود وظایفی دارند که در اینجا سعی می شود پیشنهادات کاربردی جهت ایجاد شور و نشاط در مدرسه ارائه دهد.
در قرآن کریم مفهوم شادی 25 بار با الفاظ مختلف بکار رفته است و در گذشته برداشت غلط بسیاری از افراد مترادف بودن شادی با شانس بود.

بازی های بومی و محلی استان خراسان شمالی در دبیرستان شهید بهشتی
از تاثیرات مهم و چشمگیر ایجاد شادی و نشاط بردانش آموزان پایه های مختلف،می توان به به وجود آمدن روحیه شاد در دانش آموزان و جلوگیری از افسردگی آنها و پرورش انسان هایی هدفمند و کار آمد در جامعه کشور.
وجود شادی و نشاط در روابط بین مسئولان مدرسه و دانش آموزان، سبب می شود تا دانش آموزان به سوی مدرسه و درس سوق بیابند.
لذت عالم
باز هم شور و نشاط مدرسه باز هم گل های شاد مدرسه
باز هم آواز درس و همهمه پویش و پیدایشی با زمزمه
باز هم آید صدای پای او در طنین حرفهای جان او
باز هم دستان پر مهر و کرم باز هم نوای نون و القلم
باز هم پنجره ای وا میشود فرصتی پاک مهیا میشود
باز هم فصل سپید عاشقی عالمی و لایقی و صادقی
باز هم نوری از جنس امید میزند بیرون ز روزنِ نوید
بازهم بویی از جنس صفا از درون مشعلی بی انتها
بازهم وحدت،سعادت، اتفاق درمیان دستهای بی فراق
هم زنگ صداقت زنگ راز زنگ بی دلواپسی بی حرص و آز
باز هم افشان بذر دوستی لایق عزت، وفا و راستی
بازهم نتیجه این تجربه می توان گفت هزاران مرتبه
گرچه باشد زندگی اندر ممات در پی شور نشاط آید حیات
محمد نامور پایه نهم دبیرستان شهید بهشتی متوسطه اول

برگزاری اردوی درون مدرسه ای قشنگ گچسه(شب یلدا)در سال های گذشته
دانش آموزان مهم ترین رکن نظام آموزش و پرورش هر کشوری محسوب می شوند. شاد زیستن برای کودک به همان اندازه مهم است که تغدیه خوب، محبت کردن و حفاظت از او اهمیت دارد، زیرا سلامت روحی و روانی و فیزیکی و جسمانی او را تامین می کند.عواملی که می تواند این سرمایه ملی را برای رشد بهینه و کیفی آماده سازد، مهارت های رفتاری است که در محیط آموخته می شود نه فقط محفوظات علمی. نشاط و شادابی در مدرسه باعث رشد و تکامل همه ابعاد وجودی یک دانش آموز در بعد جسمانی، شناختی، عاطفی، اخلاقی و معنوی میشود. چنانچه یک بعد از این ابعاد دچار صدمه شود و یا مورد غفلت و فراموشی قرار گیرد، دانش آموز به توانایی ها و شایستگی های کامل دست نخواهد یافت. با توجه به اینکه ايجاد نشاط و شادابي يکي از مؤثرترين راه ها براي افزايش بهداشت رواني در جامعه است، مدرسه بعنوان يک نهاد مي تواند با بوجود آوردن زمينه ها و برنامه هايي باعث هر چه شاداب کردن جامعه شود. اگر در مدرسه شوق زندگي کردن بوجود آيد خود به خود اثرگذار بر جامعه خواهد بود. انسان هاي شاد زندگي خود را تحت کنترل دارند، مسئوليت پذيرند، هدفمند هستند، ديد مثبت به زندگي دارند. آينده نگر و اميدوارند و در مقابل مشکلات و سختي ها از پاي نمي نشينند. برای دست یابی به تحقق آرمان های مربوط به شاداب سازی مدارس باید تحولات جدی در نگرش مدیران و مسئولان نظام آموزش و پرورش ایجاد نمود. در واقع شاداب سازی مدارس را باید در ابعاد ظاهری و ابعاد معنوی جستجو کرد.
مدرسه شاد می تواند شوق زندگی را به دانش آموزان هدیه کند.
"مارتین سلیگمن"
پایین ترین سطح شادی، لذت است.
"ارسطو"
باید بدانید که با افزایش توقعات به شادی دست نخواهید یافت بلکه شادی را بایداز طریق رضایت به لذت بردن محدود به دست آورد.
"سقراط"